نماز صبح

ان ناشئه اللیل هی اشد وطئا و اقوم قیلا

نماز صبح

ان ناشئه اللیل هی اشد وطئا و اقوم قیلا

عرفان امام


بیست و هشت سال پیش در چنین روزی ودر چنین ساعاتی میلیونها چشم نگران منتظر و دلنگران امامشان بودند....اما ساعتی طول نکشید که اشکها از این چشمها سرازیر شد و بتدریج سیلی از جمعیت با سوز وگداز روانه جماران شدند...جمارانی که صندلی خالی امام زینت بخش آن بود! ....چرا او اینچنین دلها را تسخیر کرده بود؟چرا حتی بعد از گذشت سالها از ارتحالش کسانی که از او خاطره دارند با شنیدن نامش متاثر میشوند؟...شاید یکی از دلایلش این است که معرفت و صداقت اورا دریافته بودند.باورشان است که او چیزی برای خودش نمیخواست و به خودش دعوت نمیکرد.او به "خدا" دعوت میکرد.او خود باور داشت که هیچ موثری جز خدا در عالم نیست و این باور در عمق جانش ریشه داشت.و همه اینها بدلیل عرفان و معرفتش بود.معرفتی که در نوجوانی و از استاد اخلاق فرا گرفته بود.او بخوبی فراگرفته بود که از عالم محسوس باید عبور کرد و به معقول رسید! و در این ارتقای روحی و فکری و نفسانی است که از کثرت جدا میشوی و به وحدت میرسی و دیگر دغدغه کثرت نداری! وقتی توحید را یافتی بی نیاز از شرک میشوی و دست رد به سینه همه نامحرمان میزنی و از همه اسارتها آزاد میشوی.دیگر نه با تطمیع از صحنه خارج میشوی و نه با تهدید هراسان و نه با تزویر مضطرب میشوی! ....واینجاست که میفهمی چرا سالار شهیدان در آن واپسین لحظات غربتش در کربلا وجدانهای خفته را نهیب زد که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید! یعنی انسانیت کجا رفت؟ مردانگی کجاست؟....واینک سالروز ارتحال آن مرد و آن انسان آزاده است که خوش بر صحنه تاریخ این مرز و بوم درخشید....یادم نمیرود روزهای پس از امام که این اشعار بهمراه آن صندلی خالی اشکها را جاری میساخت:

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

به جفای صنم و غصه دوران نرود...

@namazesobh

دل نباید بست!


قصه ما و دنیا قصه جالبی است! وارد شهر بازی میشوی که هرگوشه آن بساطی برپاست و هر یک میتواند تورا به خودمشغول کند اما تو چندان فرصتی نداری و باید همه این بازیها را رها کنی و به مقصد برسی! و اتفاقا بهرمقدار که بتوانی سریعتر از این معرکه رها شوی  به رشد بیشتری هم دست یافته ای.لذا مهمترین دستورالعمل در اینجا اینست که "مراقب باش" ! هیچ چیز این دنیا " دل بستنی" نیست هرچند چشمت را بنوازد! تو نباید فریب این جذابیتهای ظاهری را بخوری! وتو نباید به اطرافیانت بنگری ،چه بسا آنها جزو اسیرشدگان باشند . پس آنچه نباید ازیادببری همین نکته است که تو فراتر از عالم ماده و"ناسوت" هستی.قدر خودت را بدان و به اسارت این دنیا دل نبند!

من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم

دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم!

@namazesobh

تقوی و رهایی


در آیه معروف مربوط به روزه ماه رمضان در سوره بقره میخوانیم که هدف  از روزه را رسیدن به سپر"تقوی" معرفی میکند(لعلکم تتقون) .اما براستی ترک خوردن و آشامیدن چه ارتباطی با تقوی دارد؟ چگونه است که اهدافی اینچنین در سایه دور شدن از جسم و جسمانیات حاصل میشود؟چرا هرچه به امور مادی و دنیوی نزدیک میشویم از معنویت و خدایی بودن دور میشویم؟ معلوم میشود که ارتباطی تنگاتنگ میان این دو برقرار است.هرچه بهره های دنیوی افزوده میشود زمینه برای دورشدن از نتایج اخروی بیشتر فراهم میشود.و لذاست که اولیای الهی همواره از شهرت و مورد توجه واقع شدن فرار میکردند.بهرجهت نکته مهم اینست که هویت حقیقی انسان در همین بستر شکل میگیرد،دربستر جداشدن از تعلقات دنیوی و توجه و تذکر نسبت به حقایق الهی.واین امر باز مستلزم معرفت است.باید بدانی که همه ظواهر جذاب و پرطرفدار دنیا ، خواب و خیالی بیش نیست .باید توجه کنی که حقیقت تو فراتر از  دنیا و مافیهاست! و هیچیک از ملاکهای رشد و توسعه و موفقیت در دنیا  نمیتواند معیارهای رشد حقیقی ماباشد.اینجاست که رمز ارتباط تقوی و پرهیز از ظواهر دنیا مشخص میشود.معلوم میشود که همه ابزارهایی که بعنوان ابزار معرفت، خداوند بما عنایت کرده است باید در جهت حیات حقیقی مورد بهره و استفاده قرارگیرد.و همه برنامه های الهی در جهت ترغیب و تشویق انسان به آن حیات حقیقی است...

فردا که پیشگاه "حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر "مجاز"کرد!

@namazesobh

جام رمضان!


وقتی این کلمه بگوش ما میخورد ناخودآگاه بیاد مسابقه و برنده و بازنده و جایزه میفتیم! مثل همه زندگی ما که باهمین احوال سپری میشود.در مسابقه ای میبریم و تشویق میشویم و جایزه و...و همینطور.دلمان باین خوش میشود که در جمعی شهری یا استانی یا کشوری و یا هم جهانی برگزیده شدیم و نامی و نشانی....البته این موفقیتها خود خیلی خوب است و اهمیت دارد.اما سخن مابرسر "جامی" دیگر است.فرق این جام با آن دیگران در اینست که در اینجا قرار نیست دیگران بفهمند و دیگران تشویقت کنند! اصلا پای "دیگری"در میان نیست! حتی ممکن است کسی هم باخبر نشود که تو از این ماه رمضان "کاپ" گرفته ای!ولی خودت میفهمی و میدانی که در این ماه به مدارمعرفتی بالاتری راه پیدا کرده ای.میبینی که نگاهت به همه چیز عوض شده است.برخی کارها که قبلا سخت بنظر میرسید آسانتر شده و در مقابل برخی کارها برایت دشوار شده اند.واقعا از غیبت و دروغ خوشت نمیآید ولی حقیقتا خدمت و بخشش را دوست داری.اینها همان "کاپ"هایی است که بتو داده شده اما این کاپها از تو گرفته نمیشوند.اینها همیشه باتو هستند هرچند ممکن است هیچکس از آنها باخبرنشود.اخلاق تو تغییر کرده و روحیات تو عوض شده است.بسیاری عواملی که قبلا موجب برآشفتنت میشد اینک آنچنان نیست   واینها نتایجی است که اولیای خدا در آنها گام برمیدارند و البته ماهم میتوانیم با"سیر انفسی" به آنها برسیم  انشاا...

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

وانچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود

طلب از گمشدگان لب دریا میکرد!

@namazesobh

اکسیر رمضان!


انسان دارای روح و نفسی است که متاثر از امور مختلف میشود.تردیدی نیست که ماه مبارک رمضان یکی از آن فرصتهای تاثیرگذار است.بی شک در پایان این ماه انسان حال و هوای متفاوتی در خود احساس میکند و این نتیجه "اکسیر"این ماه است.اما این تنها نتیجه غیراختیاری این ماه است و قطعا کافی نیست.زمانی آدمی بهره ای میبرد که تصمیم بگیرد از این اکسیر استفاده کند و این امر نیازمند توجه و "مراقبه" است.اگر میخواهیم که این فرصت ناب را از دست ندهیم باید از همین آغاز بفکر باشیم چرا که زمان بسرعت میگذرد و آنچه باقی میماند افسوس و حسرتی بیش نیست.میتوان تصمیم گرفت که برخی از کارهای غیرضروری و بیفایده را در این ماه ترک کرد.میتوان همت کرد که برخی اوهام و توهمات را رها نمود ....و همه اینها مستلزم داشتن عزم و اراده است.حیف است که این فرصت گرانمایه بسادگی از کف برود!...از خداوند بخواهیم که براین امر مارا موفق بدارد...

دلا غافل زسبحانی چه حاصل

اسیر نفس شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملایک

تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

@namazesobh