امروز دوستی در شرایطی که فرصت اندکی بود و در حالیکه کمی خسته و نگران بنظرمیرسید بنزد من آمد.مدتهاست پیگیر حل مشکلی است وهردفعه با مانع جدیدی روبرو میشود.از من میخواست سخنی بگویم ..میگفت گاهی در برخوردهایم باافراد به کمک برخی "دل" میبندم ولی نگرانم که دچار "شرک" و تکیه به "غیرخدا" نشده باشم. ومن در این فکر بودم که در این فرصت کوتاه چه بگویم که این کلام بنظرم رسید:تو در همه حال با خدا روبرو هستی! پس نگران نباش! اساسا غیر خدایی نیست که بخواهی نگران دل بستن به او باشی! همانند آن کسی که بدنبال خدا میگشت و پاسخ شنید که جایی پیدا کن که خدا نباشد!..آری.حقیقت اینست که ما در همه حال و در همه جا در محضر حضرت حقیم! و بهر طرف که نظرکنیم جلوه ای از جمال او را مشاهده میکنیم:اینما تولوا فثم وجه ا ... یعنی بهر سو نظر کنید وجهه ای از اوست!. پس نباید نگران برخوردهای گسترده ای باشیم که در این زمان باآن روبرو میشویم.فقط کافی است "توجه"داشته باشیم که با جلوه ای از جمال "او" روبرو هستیم! با این بیان هم نگرانی شرک از میان میرود و هم توحید گسترش پیدا میکند! کاش بشود که اینگونه ببینیم!
به دریا بنگرم دریا توبینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در ودشت
نشان از روی زیبای تو بینم !!!
@namazesobh
بزرگی را تصور کنید که از کودکی پشتوانه شمابوده و همه مخارج شما را تامین کرده و همیشه امورتان را تدبیر نموده است و چون فرد بسیار مهربانی هم هست همیشه خیال شمااز او راحت بوده و فقط هروقت کاری داشتید سراغش را گرفته اید.اما هیچوقت برایش وقت خاصی نگذاشته یا حتی گاه کمکهای او راهدر داده اید.اما هر بار که متوجه اشتباهاتتان شده اید از کنارش راحت گذشته اید و لزومی به عذرخواهی ندیده اید چون به محبت آن بزرگ اطمینان دارید! حال اگر شرایطی پیش آید که پس از همه این کوتاهیها و اشتباهات مقابلش قرار بگیرید شرمندگی همه وجودشما را فرا میگیرد و همین بزرگترین عذاب است حتی اگر او بشما چیزی نگوید و بروی شما نیاورد! و اینست ماجرای ما وخداوند! ما هرچه داریم از اوست.و هر خیری هم که از ما سر میزند باز از توفیقات اوست اما باندازه ای که به مجاری لطف او توجه داریم و برای آنها وقت و همت صرف میکنیم به خود او توجه نمیکنیم چون خیال ما از او راحت است(بل لانک خیر الساترین) چون میدانیم او اصلا بروی ماهم نمیآورد! ولی بهرحال آن شرمندگی سرجای خودش هست.از یکسو شرمندگی دوری و از سوی دیگر حسرت و افسوس از دست دادن فرصتهای ناب با او بودن! وقتی باخودت میاندیشی که چقدر میتوانستم با رفتن بنزد او و بااو نشستن از همراهی و هم صحبتی اش توشه بردارم ولی همه این اوقات و فرصتها را صرف مجاری بی اعتبار و گذرا و بی خاصیتی کردم که هیچ نشانی از آنها باقی نمانده است!آری حقیقت اینست که تنها و تنها لحظات و فرصتهایی برای ما ماندنی و شیرین است که با او سپری شود .مهم نیست که چگونه و کجا فقط مهم اینست که با او باشد! قدر این لحظات رابدانیم .خداوند را بحق کریمه اهلبیت امام مجتبی ع که در زادروز میلاد حضرتش قرار گرفته ایم میخوانیم که همه اوقات ما را در توجه و تذکر بخودش قرار دهد.
اوقات خوش آن بود که با دوست بسرشد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
ازیمن دعای شب و ورد سحری بود.
@namazesobh
زیبایی،دوستی،محبت،عشق،صفا،
صمیمیت ،آرامش،رضایت.....کلماتی هستند که با وجود ما آدمیان هماهنگ اند! همیشه و همه وقت و همه جا اینها را دوست داریم و بدنبالشان هستیم.اما اینکه چقدر بآنها دست می یابیم ماجرای دیگری است.
حال سخن در اینست که اوج همه این زیبایی ها که در حقیقت منشا همه آنهاست در حقیقتی است که همراه ما و آشنای با ماست.اما بدلایلی ما از اوغافل میشویم.کسی که با ظرافت و دقت و زیبایی هرچه تمامتر همه اجزای شگفت انگیز وجود ما را برایگان در اختیار مانهاده و همه نوع نعمتهای متنوع و جذاب و دوست داشتنی دراختیار ما نهاده است و ما را بر بهره برداری از آنها توان و قدرت بخشیده است...اما عجیب اینجاست که ما همه این زیبایی های خیره کننده را میبینیم اما از خود او غافلیم! اما اثر این غفلت چیست؟ اثرش آن است که از همین زیباییهای موجود هم نمیتوانیم بهره ببریم!چون همیشه اضطرابی مارا همراهی میکند که نکند این خوشی از دستم برود و یا آن مصیبت برایم پیش آید!!! و حال آنکه اگر از "او" غافل نبودیم حتی باندازه یک لحظه نیز دچار شک و تردید نمیشدیم!چون میدانستیم که همه این زیباییها از آن خود اوست و او همیشه هست و همه اینها را در اختیار دارد و وقتی " او" را داشته باشی گویا همه اینها را نیز داری! آنوقت است که همیشه و در همه حال "راضی"هستی یعنی "خوشحالی" ....واین همان است که علی ع فرمود: بالاترین افتخار من آنست که خدایی چون تو دارم! و اگر تو را میپرستم بخاطر آنستکه تو شایسته پرستشی!!...
در این ایام مبارک از " او" بخواهیم که هماره با " او" باشیم که این همان "اوج" زیبایی است!
@namazesobh
زندگی دنیا پراست از دردها و ناخوشی ها و ناکامی ها و در مقابلش خوشی ها و کامروایی ها و چه بسا که هریک از اینها بارها و بارها دل و جان مارا متاثر ساخته اند. اما ورای همه این تحولات و تغییرات ،حقیقتی هست که هرکس بدان حقیقت راه پیدا کند گویا از همه این امور بسلامت عبور میکند که اساسا هدف از هستی هم رسیدن به همان حقیقت است.اما کسی که بدان حقیقت راه نیابد در این پیچ و خم ها چه بسا سرگردان و خسته راه بجایی نمیبرد.لکن چگونه میشود که آدمی علیرغم همه این مشکلاتی که با آن روبرو است از این حقیقت فاصله میگیرد و بسراغش نمیرود؟ این مساله دلایل متعددی دارد اما قطعا یکی از آنها این است که یافتن آن حقیقت محتاج اندکی تامل و مراقبت است.دقایقی تفکر میطلبد! و لحظاتی خلوت کردن ! و البته برخی از آدمیان آنقدر عجله وشتاب دارند که بخود فرصت اندیشیدن نمیدهند! و هیچ وقتی برای خلوت کردن با خودشان ندارند! ..و افسوس که آنها نمیدانند همین لحظات تامل و مراقبه چه گنجی را بدنبال دارد! زیرا شما را به حقیقتی پیوند میدهد که با یافتن او همه آن دردها و آلامی که شتابان بدنبال تسکینش هستی ، بنحوی ریشه ای درمان میشود! چرا که با یافتن آن حقیقت ، دیگر میان درد و درمان، و هجر ووصال تفاوتی نمی بینی چون وقتی "او"هست ،درد هم شیرین و هجر هم دوست داشتنی لست!
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
چه خوش باشد دل امیدواری
که "امید دل و جانش" تو باشی!
@namazesobh
امسال یاد امام رنگ و بوی دیگری دارد.گویا عطش بیشتری برای شنیدن اوصاف امام ایجاد شده است.معمولا قدر آب را کسی بهتر میداند که مدتی را تشنه بوده است.ویکی از عیوب ما آدمیان همین است که نسبت به نعمتهایی که امروز در دسترس ماهستند چندان متوجه و شاکر نیستیم و درنتیجه بهره و نصیب مااز آنها اندک و ناچیز است.یکی از اوصاف مهم امام که نقش مهمی در توفیقاتش داشت مهربانی او بود.اساسا قلب مومن قلبی روف و لطیف نسبت به مخلوقات الهی است و این رافت ریشه در مهربانی حضرت حق دارد.خداوند در سوره الرحمن میفرماید:الرحمن علم القرآن...یعنی تعلیم قرآن را بر مهربانی خودش مبتنی میسازد! هم چنان که رسول او هم اینگونه بود.محبت جاری پیامبر بود که دل دشمنان را هم نرم میکرد.چرا که محبت بستر رشد و شکوفایی است.البته این مهربانی منافاتی با بحث و گفتگو ونقد ندارد.بلکه نقد منصفانه کار انسانهای مهربان است.در حالیکه بدترین نوع نقد سخنانی است که به قصد تخریب و به شکل تحقیرآمیز و گاه آمیخته با دروغ و تهمت بیان میشود والبته نه تنها اثرمثبت ندارد بلکه تماما مخرب و زمینه ساز غضب الهی است.فرصت ما در زندگی کوتاه است و حیف است که این فرصت اندک جزبا مهر و محبت و صفا و صداقت سپری شود!
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه زیکدیگر نمانیم!
@namazesobh