هم اینک مطالب گروهی را در فضای مجازی نگاه میکردم که با تصویری آشنا روبرو شدم.شخصیتی که همیشه در ذهن من بزرگ ، وبی نظیر بوده...و خاطراتی بی بدیل را همیشه با خود بهمراه داشته است.هیچگاه حلاوت سخنان روشنگر و عمیق او از من دور نشده و هیچوقت شور و عشق و معرفتش از خاطر نمیرود.او از جنس همان مردان بی ادعایی بود که چندروزی برتارک این مرز وبوم درخشیدند ولی چون فراتر از زمان خود میاندیشیدند زمانه نتوانست آنها را بشناسد..و مظلومانه رفتند. ..
34سال پیش در چنین روزی بود! آن روز دشوار و تلخ..سال آخر دبیرستان بودم...که خبر رسید "سیداحمدرحیمی" امروز تشییع میشود...یادم نمیرود التهاب آنروز...از شدت التهاب مدرسه تعطیل شد...بعدا که خاطرات شهید محمد شهاب را خواندم دیدم که او هم آنروز چه التهابی داشته...وبرای رسیدن به تسییع از قم به بیرجند چقدر بی تاب بوده است.آری.."احمد و محمد" دو یار عاشقی بودند که بسیار فراتر از زمان خود میزیستند و با شهادتشان برای همیشه ماندنی شدند...
این ابیات از شهید احمد نشانگر شوق و اشتیاقش به لقای پرودگارش است:
پرواز کن..پرواز کن...
پرهای خود را بازکن..
یکباردیگر در رهش این نغمه را آغاز کن
مولا بسویت آمدم...آغوش خود را باز کن..
@namazesobh
زیبایی بهار به چیست؟ چه اتفاقی در بهار میافتد که او را از زمستان جدا میسازد؟ پدیده شگفت انگیزی که رخ میدهد " حیات" است! حال حیات چیست؟ افزایشی صوری و سطحی از بیرون است؟ اگر در زمستان بیاییم و درختان خشک را با لباس های فاخر تزیین کنیم بهاری رخ داده است؟ اگر ساقه ها و شاخه های مرده را آرایش کنیم میتوان جشن شکوفایی گرفت؟ یا اینکه چنین کارهایی بیشتر سبب خنده و استهزاست؟! جشن بهار وقتی صورت میگرد که جوانه کوچک سبزی را بر اندام خشک زمستانی گیاه میبینی! او هرچند اکنون کوچک است اما برای تو شادی آفرین است چون از "حیات " خبر میدهد! ولی ما آدمیان را چه میشود که در جشن ما و عید ما خبری از حیات نیست؟ جشن های ما بوی کهنگی میدهد! زیرا پس از پایان مراسم و در آوردن لباسهای عید! بوی آزار دهنده زمستان "جان" ما همچنان با ماست! ساقه ها و شاخه های ما همچنان بی ثمرند وتنها ساعاتی میوه های نمادین را با خود حمل کرده اند! و پس از مراسم بازگشایی همه چیز به جای قبل برگشته است! روحیات و اخلاق و رفتار و روش و منش و اندیشه و آگاهی و....همانی است که بوده و هیچ خبری از صبر و شکر و شفقت و مهربانی و گذشت و نشاط و شور و عشق و....در وجود ما نیست! تازه در همان مراسم جشن هم نمونه هایی افتخار آمیز از عادات و رفتار زمستانی خود را بنمایش میگذاریم! و اینچنین است که سالهای عمر ما بی "بهار" سپری میشوند ...
پس تو را هرلحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی است!
@namazesobh
دعای "خاب الوافدون" در ماه رجب ، از اساس و ریشه ، هر گونه غیریت را نفی میکند و بیانگر توحید خالص است! و اتفاقا " راه نجات" دقیقا همین است.به هر میزان که به "غیر"تکیه میکنی بهمان میزان ناکام میمانی! هرچند همیشه در بحث های فلسفی میخوانی که "غیر" وجود و تحققی ندارد اما به زندگی عادی که وارد میشوی گویا همواره غیر میبینی! چرا که در اینجا چشمانت خطا میکند و "سراب" را آب میپندارد! و این اثر دوری از نور و پیچیده شدن در تاریکیهای شب دنیاست! حقیقت اینست که توهمات ظلمانی دنیا اجازه نمیدهد از قبرهای تاریک خارج شده و نور را مشاهده کنیم.در آیه 39 سوره نور میفرماید: والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمآن ماء حتی اذا جاءه لم یجده شییا! اعمال کافر مانند سراب در زمین هموار است که تشنه آن را آب میپندارد ولی وقتی بآن میرسد میبیند که سرابی بیش نبود! ....جالب اینجاست که همه کدورت و گرفتگی دل هم مربوط به همین توهم " غیر" است.کاش در این ماه رجب بتوانیم در " آب " توحید غسل کرده و از "سراب غیر " رها شده و به " صفای دل" نایل شویم!
اگربه آب ریاضت برآوری غسلی
همه کدورت دل را صفا توانی کرد
زمنزل هوسات ار دوگام پیش نهی
نزول در حرم کبریا توانی کرد!
@namazesobh
خداوند در آیه 48 سوره انفال یکی از راهکارهای شیطان را نشان میدهد و آن زینت دادن و آرایش گناه بشکل زیباست! : واذ زین لهم الشیطان اعمالهم... واین راهکار عمده ای است که اگر دقت کنیم در همه جا بکاربرده میشود.گناه ذاتا زشت و کریه است اما میتوان پوششی زیبا برایش درست کرد و با عناوین جذاب آنرا براحتی به خورد افراد مسلمان داد! و اینچنین است که براحتی دروغ ها و تهمتها درقالب اطلاعات و روشنگری و ....تزیین داده میشود و نقل محفل کسانی میشود که واقعا نمیخواسته اند دروغ پراکنی کنند ولی بااین حربه شیطانی براحتی این کار را انجام میدهند! نکته روانی قضیه هم اینجاست که وقتی انسان موضعی را اتخاذ میکند ووارد کارزار عملی میشود یک نوع دلبستگی به کار و مواضع خودش پیدا میکند که بازگشت از آن دشواراست.و این اتفاق بخصوص برای کسانی که جوان هستند و احساسات شدیدتری دارند بسیار رخ میدهد.مراقب باشیم که مبنای حرکت های بظاهر دینی ما اطلاعات نادرست و دروغ های ساخته شده نباشد.
ایمان گوهر ارزشمندی است که براحتی با گناهانی مانند دروغ و تهمت و افترا و...ازبین میرود.این گوهر ارزشمند نیازمند مراقبت همیشگی است.منتهی باید مراقب بود که دروغ با پوشش ها و آراسته و دقیقا با همان عناوینی که برای ما ارزشمند است به سراغ ما میآید! فریب این ظواهر رانخوریم!
اگرخواهی که گردی بنده خاص
مهیاشوبرای صدق و اخلاص
زنو هرلحظه ایمان تازه گردان
مسلمان شو مسلمان شو مسلمان!
@namazesobh
بسیاری از اوقات میپرسند که چه کاری انجام بدهیم تا بخدا نزدیک تر شویم؟ بنظرمیرسد یکی از بهترین پاسخ ها این است که "هیچ"کار! شاید در آغاز تعجب برانگیز باشد ولی اندکی تامل مساله را روشن میکند.برای آنکه آینه بتواند نور را در خود منعکس کند باید شفاف و صیقلی باشد.انسان هم زمانی آینه جلوه الهی میشود که همه تعینات را از خود دور کند وهیچ کدورت و نقطه سیاهی دراو باقی نماند.نقاط سیاه وجود همان تلاش هایی است که برای اثبات خودش انجام میدهد تا سری در میان سرها بیرون بیاورد! و همه اختلافات و درگیریها و منیت ها و ...از همین جا پیدا میشود.از همین جاست که میبینی حتی کلمات قرآن هم ابزار برتری طلبی واقع میشود.اما وقتی وجود خودت را از همه این سیاهی ها پاک کردی و آینه دل شفاف شد خودبخود نور حق از آن منعکس میشود.پس بیش از آنکه نیاز به نقاشی در وجود خود داشته باشیم نیاز به پاکسازی داریم! بیش از آنکه قلم در دست ما باشد باید پاک کن بدست بگیریم! والبته این پاک کن هم جنسش باز "معرفت" است! با تامل و تفکر است که میتوان باین نقطه رسید که هیچ قدرت موثری جز او در عالم نیست.وقتی این حقیقت را باهمه وجود درک کردی معنایش آنستکه وجودت از همه سیاهی ها پاک شده است! و این است معنای دعاهایی که در ماه رجب میخوانیم : خاب الوافدون علی غیرک! بهر اندازه که توهم کردی غیر اثری دارد بهمان اندازه سیاهی وجودت را پاک نکرده ای...تو باید در معرفت به جایی برسی که هیچ موثری را جزاو نبینی...واین همان " سلوک عقلانی" است.
وجود تو همه خاراست و خاشاک
برون انداز اکنون جمله را پاک
موانع تا نگردانی زخود دور
درون خانه دل نایدت "نور"
@namazesobh