X
تبلیغات
رایتل

بهانه یاعلت؟!

یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 10:21 ب.ظ


خیلی وقت ها که بچه ها گریه میکنند بزرگترها میگویند بهانه گرفته! یعنی دردش از جای دیگری است وبخاطر آن در چیز دیگری بهانه گیری میکند.در این موارد اگر بتوانید دردش را درست تشخیص دهید مشکل حل میشود.قصه آدمی در دنیا همین است.خیلی از تلاطم هایی که در ما پیدا میشود درحقیقت بهانه گیری های ماست! و ریشه در جای دیگری دارد.واگر دقت کنیم میبینیم که برخی افراد کمتر دچار چنین تلاطم های روحی میشوند.و معمولا آرامش این آدمها برای ما حسادت آفرین است! وقتی بررسی هم میکنیم میبینیم وضع بیرونی این آدمها فرقی با وضع ماندارد بلکه حتی گاه برخورداریهای مادی کمتری نسبت به ما دارند اما در عین حال از ما آرامترند و با پدید آمدن هر حادثه بیرونی دچار تلاطم روحی نمیشوند.اینجاست که معلوم میشود خیلی از عواملی که بخیال ما "علت" نا آرامی ماست ،در حقیقت "بهانه "ای بیشتر نیست و ما همانند همان کودکی میمانیم که بادیدن یک صحنه و یافرد ویا هرچیز دیگری فقط "بهانه جویی"میکند و هرچقدر آن عوامل بیرونی را تغییر دهید گریه اش پایان نمی یابد.فقط باید  "علت" اصلی گریه را تشخیص دهید.اما این "علت" در کجاست؟ در خود ما ؟! یا در شرایط و اوضاع بیرونی؟! ظاهر امر اینست که ما به یک وضعیت بیرونی معترضیم! اما حقیقت میتواند چیزی غیر از این باشد! بنظر میرسد "علت" اصلی این تلاطم ها در درون خودماست! و اگر بتوانیم تغییری در درون خود ایجاد کنیم ریشه این "بهانه جویی" ها را خشکانده ایم! معنای سخن حضرت علی ع همین است که فرمود: درد تو از درون خود توست اما تو از آن بی خبری و درمان این درد هم باز در درون خود توست اما از آن آگاهی نداری! ..و این است رمز اهمیت "معرفت نفس" و یا همان "خودشناسی"!  ...

خویشتن نشناخت مسکین آدمی

از فزونی آمد وشد در کمی

خویشتن را آدمی ارزان فروخت

بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت!

@namazesobh

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo